مارسل بريون ( مترجم : ذبيح الله منصورى )
47
منم تيمور جهانگشا ( فارسى )
زيرا در عربستان برف نمىباريد . ليكن ميخواسم بدانم كه ميزان معرفت صاحب منصبان من نسبت بكلام خدا چقدر است . در نيمه روز آنها را احضار كردم و گفتم اگر شما قرآن ميخوانديد ميدانستيد كه در آن نام برف ذكر نشده است . پسر بزرگم كه حضور داشت پرسيد اى امير پس براى چه خداوند در قرآن گفته ( لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ ) يعنى هيچ تر و خشكى نيست كه از آن ، بحثى در كتاب مبين ( قرآن ) نشده باشد . گفتم اى فرزند علم قرآن را بايد فرا گرفت تا بتوان معناى آيات قرآن را فهميد آيات قرآن كلام خداست و خداوند خود در قرآن ميگويد كه فهم بعضى از گفتههاى او براى هركس ميسر نيست مگر آنهائى كه تحصيل كرده ، خود را براى فهم كلام خداوند آماده كردهاند و ( كتاب مبين ) عبارت از مجموعه معانى آيات قرآن مىباشد چه معانى آشكار و چه معانى نهان كه بايد با نيروى علم آنها را ادراك كرد و اگر كسى قرآن را طورى بخواند كه بتواند معانى نهان آيات را هم ادراك نمايد خواهد دانست كه چيزى نيست كه در قرآن از آن بحث نشده باشد . خداوند مىگويد ( لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ ) و نمىگويد الا فى القرآن . . . يا الا فى الفرقان . خداوند از اين جهت دو كلمه ( كِتابٍ مُبِينٍ ) را ذكر كرده كه بما بفهماند كه منظورش معانى پنهانى آيات قرآن است يعنى آن معانى كه براى ادراك آنها بايد آيات را شكافت تا معانى باطنى آنها براى ما نمايان شود . بعدها وقتى در دمشق ( ابن خلدون ) نزد من آمد و من همين گفته را تكرار كردم طورى خوشوقت و راضى شد كه دستم را بوسيد و گفت اى امير ، من تا امروز كسى را نديده بودم كه بتواند اين آيه از كلام خدا را به اين خوبى معنى كند . فصل هفتم بسوى مسقط الراس فردوسى و جنك نيشابور چنين گفت كاى جوشن كار زار * برآسودى از جنك يك روزگار كنون كار پيش آمدت سخت باش * بهر كار پيرامن بخت باش اشعار فردوسى در گوشم طنين ميانداخت و نمىتوانستم آرام بگيرم . هفت سال خورده و خوابيده بودم و شمشير و جوشن را كنار گذاشتم ولى موقع آن رسيد كه جوشن بپوشم و مغفر بر سر بگذارم و شمشير بدست بگيرم و بسوى سرزمينى بروم كه آنجا فردوسى سيصد و پنجاه سال قبل از من اين اشعار را سروده بود . موقع آن فرا رسيده بود كه براى رسيدن بآرزوهاى خود گام بردارم و جهان را مسخر نمايم و تسخير جهان را از خراسان شروع كنم . شنيده بودم كه خاك خراسان عطرآميز است و هر خراسانى شاعرى است بزرگ يا دانشمندى عالى مقام من فكر ميكردم همانطور كه خاك سمرقند بهترين و شيرينترين خربوزه جهان را پرورش ميدهد و محال است كه هيچ كشور بتواند خربوزهاى بهتر از خربوزه سمرقند